
دنیای اقتصاد/متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
با بازگشت تحریمهای سازمان ملل پس از فعال شدن مکانیسم ماشه توسط تروئیکای اروپایی و تقارن آن با جنگ ۱۲روزه ژوئن، پرونده ایران بار دیگر به نقطهای حساس در معادلات جهانی رسیده است. در این میان، چین نهتنها بهعنوان شریک راهبردی تهران، بلکه بهمثابه بازیگری در حال تثبیت نقش خود در نظم نوین خاورمیانه ظاهر شده است. استاد انستیتو خاورمیانه دانشگاه مطالعات بینالملل شانگهای در گفتوگوی اختصاصی با روزنامه «دنیای اقتصاد» در پاسخ به این سوال که پکن تا کجا کنار ایران میایستد، گفت که چین در تلاش است میان تعهدات راهبردی، امنیت انرژی و ثبات نظام مالی جهانی توازن برقرار سازد، درحالیکه از حق ایران برای توسعه، استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و مقابله با تحریمهای یکجانبه دفاع میکند. یوآن ژانگ بر این اعتقاد است که افول نقش سنتی اروپا، عقبنشینی حسابشده آمریکا از خاورمیانه و تشدید رقابت چین و واشنگتن، فضایی تازه برای ابتکارات دیپلماتیک و امنیتی ایجاد کرده است؛ فضایی که میتواند ایران و چین را از «شراکت تحت فشار» به «همسرنوشتی تعیینکننده» در نظم آینده منطقه تبدیل کند.
در ماههای اخیر، پس از فعال شدن مکانیسم ماشه توسط سه کشور اروپایی (تروئیکا)، شاهد بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران بودهایم. با توجه به جنگ ۱۲روزه در ماه ژوئن، این تحولات و موضع چین را در مواجهه با فشارهای اخیر غرب چگونه ارزیابی میکنید؟
چین و ایران هر دو ملتهای باستانی با هزاران سال تاریخ و نمایانگر شکوه درخشان تمدن در مسیر توسعه بشری هستند. دوستی بین مردم چین و ایران در برابر آزمایشها و مصائب مختلف مقاومت کرده و بیش از هزار سال دوام آورده است. در حال حاضر، ایران شریک استراتژیک جامع چین است. همکاری ما عملگرایانه است، بارها از طریق دیپلماسی سطح بالا تایید شده و به طور فعال اجرا میشود. ایران شریک و همراه چین در توسعه مشترک است. پکن رابطه خود با تهران را ستون کلیدی سیاست خاورمیانهای خود میداند. چین به طور مداوم از حق مردم ایران برای رسیدن به زندگی بهتر و بهبود استانداردهای زندگی خود حمایت میکند و بر حق مردم ایران برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای تاکید دارد. مساله هستهای ایران سالهاست که توسط قدرتهای خارجی سیاسی شده است. تحریمهای یکجانبه مداوم و ناعادلانه بهشدت مانع توسعه اقتصادی ایران شده است. چین همواره از حل مساله هستهای ایران از طریق سیاسی و دیپلماتیک از طریق مشورت حمایت کرده است. این کشور همچنین همواره موضعی بیطرفانه اتخاذ کرده و فعالانه برای حل مساله هستهای ایران تلاش کرده و نقشی سازنده در پیشبرد گفتوگو و آشتی ایفا کرده است.
در مواجهه با تشدید تحریمهای یکجانبه ایالات متحده علیه ایران، چین چگونه تعهد خود به توافق همکاری استراتژیک ۲۵ساله را با نیازش به حفظ ثبات در سیستم مالی جهانی متعادل میکند؟ به طور خاص، پکن چگونه خطرات «تحریمهای ثانویه» را در عین تضمین امنیت انرژی خود مدیریت میکند؟
فشار عظیم و مواضع متفاوت ناشی از بحران روسیه و اوکراین، اروپای معاصر را به طور فزایندهای کهنه و منسوخ کرده و ادامه ایفای نقش غالبی را که طی قرنهای گذشته در نظم جهانی در حال تحول داشته، برای این قاره دشوارتر ساخته است. اروپا با ایالات متحده که به طور فزایندهای به یکجانبهگرایی روی میآورد و منافع متحدان را فدای منافع مطلق خود میکند، متفاوت است. اروپای جریان اصلی، همچنان به چندجانبهگرایی متعهد است و به آن اعتماد دارد. سیاست قدرت و یکجانبهگرایی چالشهای مشترکی را برای جهان ایجاد میکنند. اگرچه حل سیاسی مساله هستهای ایران به طور موقت متوقف شده است، اما یک توافق سیاسی با منافع مشترک جهانی همسو است و باید به یک اجماع مشترک بین همه کشورها تبدیل شود.
از اواخر قرن بیستم، غرب در خصوص ادعای ایرانهراسی به بدنام کردن آن تمایل داشته است. بسیاری از سیاستمداران از این تصورات غلط اجتماعی برای تقویت کلیشهای مبنی بر اینکه ایران یک نیروی بیثباتکننده در منطقه است، سوءاستفاده کردهاند و در نتیجه سیاستهای مداخلهجویانه در خاورمیانه را توجیه کردهاند. ایالات متحده در حال تسریع خروج استراتژیک خود از خاورمیانه است. از یک سو، دولت ترامپ به طور سیستماتیک از حملات اسرائیل علیه حماس و کل «محور مقاومت» حمایت کرد.از سوی دیگر، ایالات متحده عمدا از تشدید درگیری نظامی بین ایران و اسرائیل اجتناب کرد تا از کشیده شدن کشورش به باتلاق جنگهای خاورمیانه جلوگیری کند و تعادل بین متحدان منطقهای خود را حفظ کند.
در چارچوب بینالمللی رقابت چین و آمریکا، ایالات متحده به دنبال مهار و محدود کردن نفوذ رو به رشد چین در خاورمیانه است. با این حال، واشنگتن که قادر به حل چالشهای اصلی منطقه نیست، با یک تناقض ذاتی بین کاهش هزینههای استراتژیک خود در خاورمیانه و استراتژی جهانی خود برای رقابت با چین مواجه است. دولت و مردم چین با جنگهای ناعادلانه به هر شکلی مخالفند. چین همچنان به ترویج صلح و ثبات در خاورمیانه متعهد است. در جریان اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در تیانجین ۲۰۲۵، چین طرح ابتکاری حکومت جهانی را پیشنهاد کرد و بر تعهد تزلزلناپذیر خود برای خدمت به عنوان سازنده وفادار صلح جهانی، مشارکتکننده در توسعه جهانی، مدافع نظم بینالمللی و تامینکننده کالاهای عمومی تاکید کرد.
با توجه به تاثیر جنگ غزه و درگیریهای گسترده که بیش از دو سال به طول انجامیده است، چشمانداز خاورمیانه بار دیگر پس از بازسازی آشفته ناشی از بهار عربی ۲۰۱۱، دستخوش تغییرات عمیقی شده است. کشورهای خاورمیانه باید متحد و همکار شوند، با هژمونی مخالفت کنند و درعینحال به اصل برابری حاکمیت در بین همه کشورها احترام بگذارند و از طریق همکاریهای سودمند متقابل، فرصتهای توسعهای برای رشد اقتصادی و پیشرفت فناوری ایجاد کنند تا از این طریق دستاوردهای بیشتری را برای مردم خود به ارمغان بیاورند.
گزارشها اغلب حاکی از شکاف بین رقم ۴۰۰میلیارددلاری ذکرشده در پیمان ۲۵ساله ایران و چین و حجم واقعی تجارت مشاهدهشده در عمل است. از دیدگاه آکادمیک، موانع ساختاری اصلی که مانع از تحقق کامل این همکاری اقتصادی میشوند چیست؟ چه مقدار از این «احتیاط» به دلیل تحریمهای خارجی در مقابل نوسانات اقتصادی داخلی ایران است؟
همانطور که پیشتر گفتم، چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و به عنوان یک بازار صادراتی کلیدی و منبع واردات برای ایران عمل میکند. دو کشور از طریق همسویی استراتژیک، به طور مداوم اجرای طرح جامع همکاری چین و ایران را پیش بردهاند. چین و ایران با تکیه بر درک و اعتماد متقابل، همکاری خود را در زمینههایی مانند تجارت و سرمایهگذاری، انرژی پاک، اتصال، تبادلات علمی و فناوری، اقتصاد دیجیتال و تبادلات مردم با مردم تعمیق بخشیدهاند. دو کشور با بهرهگیری از نقاط قوت خود، میتوانند به طور مشترک خوداتکایی را دنبال کنند و در عین حال در چارچوب پلتفرمهای چندجانبه مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس به طور کامل همکاری کنند. آنها با هم، به برابری حاکمیتی و حاکمیت قانون بینالمللی متعهد میمانند و برای ایجاد یک نظم بینالمللی عادلانهتر و منصفانهتر تلاش میکنند و ایجاد یک سیستم حکمرانی جهانی عادلانهتر و منصفانهتر را ترویج میدهند.
چین از نقاط قوت نهادی سوسیالیسم با ویژگیهای چینی، مقیاس وسیع بازار داخلی، یک سیستم صنعتی کامل، منابع استعداد رقابتی بینالمللی و قابلیتهای تحول فناوری با کیفیت بالا و کارآمد برخوردار است. همزمان، چین به گسترش درهای باز در سطح بالا ادامه میدهد و با کشورهای جهان در قالب همکاری در پروژه «کمربند و جاده» تعامل دارد. به طور خلاصه، مسیر نوسازی چین، مرجعی برای توسعه به کشورهای جنوب جهان ارائه میدهد و فرصتهای توسعهای را برای این کشورها ایجاد میکند. یک چین مدرن و باز، تضمینی برای توسعه، امنیت و نظم جهانی است.
برخی تحلیلگران استدلال میکنند که اگرچه پکن میتواند واسطه عادیسازی روابط (مانند توافق تهران و ریاض) باشد، اما نمیتواند مانند ایالات متحده امنیت را فراهم کند. شما چه پاسخی به این موضوع میدهید؟ آیا هدف چین جایگزینی چتر امنیتی ایالات متحده در خلیج فارس است، یا اینکه معماری کاملا متفاوتی را بر اساس امنیت جمعی و وابستگی متقابل اقتصادی پیشنهاد میدهد؟ از نظر شما، آیا چین اهرم دیپلماتیک لازم را برای فراتر رفتن از نقش تسهیلکننده و تبدیل شدن به ضامن یک توافق هستهای اصلاحشده بین ایران و غرب دارد؟
ثبات نظم جدید خاورمیانه که در حال ظهور است، مستقیما به این بستگی دارد که آیا دستاوردهای دیپلماتیک در آشتی عربستان و ایران میتواند تثبیت شود، آیا مساله هستهای ایران میتواند به میز مذاکره بازگردد، آیا گسترش «اسرائیل بزرگ» میتواند به طور موثر مهار شود و آیا کشورهای منطقه میتوانند در رقابت خود با نیروهای افراطی، یک کشور بدون درگیری را حفظ کنند. صلح خاورمیانه نیازمند یک حرکت امنیتی درونزاست. این منطقه به یک نظم منطقهای جدید نیاز دارد که صلح و توسعه را تقویت و تضمین کند. چین متعهد است که حامی، شریک و همکار در وحدت و توسعه خاورمیانه باشد. چین قصدی برای پر کردن خلأ قدرتی ندارد.
سومین نشست کمیته مشترک سهجانبه چین، ایران و عربستان سعودی در تاریخ ۹دسامبر ۲۰۲۵ در تهران برگزار شد. حمایت و تشویق چین برای ایران و عربستان سعودی جهت تحکیم روابط دوستانه و همسایگی، ادامه گسترش همکاریهای دوجانبه در زمینههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و سایر زمینهها و حفظ مشترک صلح منطقهای بسیار مهم است. تقویت گفتوگو و بهبود روابط بین کشورهای خاورمیانه، ضمن توجه به نگرانیهای معقول همه طرفها، نیروهای درونزا را برای امنیت منطقهای تقویت کرده و به طور مشترک یک چارچوب امنیتی جدید برای خاورمیانه ایجاد میکند. این امر نشاندهنده مسیری معقول برای دستیابی به صلح پایدار در منطقه بر اساس اصول انصاف و عدالت است. در سال ۲۰۲۶، ایران و چین پنجاه و پنجمین سالگرد برقراری روابط دیپلماتیک و دهمین سالگرد برقراری مشارکت جامع استراتژیک را جشن خواهند گرفت. همکاری نزدیک و جامع بین چین و ایران الگویی از یادگیری و تبادل متقابل بین تمدنهای باستانی و نیرویی حیاتی است که جهان را به سوی آیندهای عادلانهتر، متمدنتر و مرفهتر سوق میدهد.
منبع : آخرین خبر


























![[مصطفی داننده] فقط میخواهیم فقیرتر نشویم!](/news/u/2026-01-06/ettelaat-73ahb.jpg)






















