
همکاری مالی و انعقاد قراردادهای اسپانسری بانک شهر با چند باشگاه حاضر در لیگ برتر فوتبال ایران در شرایطی که این بانک بهعنوان مالک اصلی باشگاه پرسپولیس شناخته میشود، طی هفتههای اخیر موجی از ابهام، نگرانی و شائبه را در فضای فوتبال کشور ایجاد کرده است. شائبهای که مستقیماً به مسئله تضاد منافع و تأثیر آن بر سلامت و استقلال رقابتهای حرفهای بازمیگردد.
در روزهای گذشته امضای قرارداد همکاری و حمایت مالی بانک شهر با ۳ باشگاه لیگ برتری آلومینیوم اراک، شمسآذر قزوین و ملوان بندرانزلی آن هم در حالی که این بانک مالکیت باشگاه پرسپولیس را در اختیار دارد به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات فوتبال ایران تبدیل شده است. موضوعی که فراتر از یک قرارداد اقتصادی ساده، پرسشهای جدی درباره استقلالِ باشگاهها، عدالت رقابتی و سلامت ساختار لیگ برتر را مطرح میکند.
در فوتبال حرفهای تضاد منافع صرفاً به مالکیت رسمی و مستقیم محدود نمیشود. نفوذ مالی، وابستگی اقتصادی و قراردادهای حمایتی همزمان نیز میتوانند به همان اندازه در تصمیمگیریهای مدیریتی، فنی و حتی رفتاری باشگاهها اثرگذار باشند. وقتی یک نهاد اقتصادی بهطور همزمان مالک یک باشگاه و حامی مالی چند باشگاه دیگر در همان لیگ است این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا رقابت میان این تیمها میتواند کاملاً مستقل، عادلانه و به دور از هرگونه ملاحظه منافع مشترک برگزار شود یا خیر؟
کارشناسان حقوق ورزشی معتقدند حتی در شرایطی که هیچ تخلف مستقیمی رخ ندهد صرفِ شکلگیری شائبه تضاد منافع برای آسیب زدن به اعتماد عمومی، اعتبار لیگ و ذهنیت هواداران کافی است. لیگ حرفهای فوتبال بر پایه اصولی همچون برابری رقابتی، استقلال باشگاهها، شفافیت مالی و اعتماد افکار عمومی تعریف میشود. اصولی که با نقشآفرینی همزمان یک مالک یا حامی مالی بزرگ در سرنوشت چند تیم یک لیگ بهطور جدی زیر سؤال میرود.
این حساسیت بهویژه در مقاطعی نظیر مسابقات رودررو رقابت برای بقا یا کسب سهمیه، نقلوانتقالات، داوری و حتی تصمیمات پشتپرده مدیریتی نمود پررنگتری پیدا میکند. حتی اگر هیچ توافق پنهانی یا دخالت مستقیمی وجود نداشته باشد تصور احتمال تبانی، ملاحظهکاری یا اعمال نفوذ غیرمستقیم بهتنهایی میتواند اعتبار یک لیگ را با خدشهای جدی مواجه کند.

نمونه جهانی؛ پرونده چلسی و استراسبورگ
برای درک بهتر حساسیت این موضوع، نگاهی به رویههای رایج و قوانین سختگیرانه فوتبال اروپا راهگشا است. شرکت BlueCo به رهبری تاد بولی و Clearlake Capital از سال ۲۰۲۲ مالک باشگاه چلسی شد. این گروه سرمایهگذاری در تابستان ۲۰۲۳ با خرید اکثریت سهام باشگاه استراسبورگ فرانسه به ارزش حدود ۶۵ میلیون پوند رسماً پروژه چندباشگاهی (Multi-Club Ownership) خود را آغاز کرد. مدلی که پیش از این نیز توسط مجموعههایی نظیر City Football Group، مالکان منچسترسیتی در سطح جهانی اجرا شده بود.
هدف این مدل توسعه بازیکن، مدیریت منابع انسانی و مالی و ایجاد شبکهای از باشگاههای همکار در کشورهای مختلف عنوان شد، اما همین ساختار به سرعت با مانعی جدی به نام قوانین سختگیرانه یوفا روبهرو شد. طبق مقررات اتحادیه فوتبال اروپا، کنترل مستقیم یا غیرمستقیم دو باشگاه که امکان حضور همزمان در یک رقابت اروپایی مشترک را دارند بهطور صریح ممنوع است.
الکساندر چفرین رئیس یوفا در موضعگیریهای رسمی خود اعلام کرد که این محدودیت با هدف جلوگیری از تضاد منافع و حفظ سلامت رقابتها اعمال شده است. بر همین اساس، در صورتی که چلسی و استراسبورگ بهطور همزمان سهمیه حضور در لیگ قهرمانان اروپا یا لیگ اروپا را کسب کنند باشگاهی که در لیگ داخلی رتبه پایینتری داشته باشد از حضور در رقابتهای اروپایی محروم خواهد شد.
در همین راستا، شرکت BlueCo برای عبور از این محدودیتها بهدنبال راهکارهایی نظیر قرار دادن باشگاه استراسبورگ در قالب blind trust (صندوق امانت) یا تفکیک کامل مدیریت عملیاتی دو باشگاه رفت. اقدامی که نشان میدهد حتی در سطح حرفهای، ثروتمند و ساختارمند فوتبال اروپا، صرف احتمال تضاد منافع میتواند منجر به بازنگری، محدودیت و عقبنشینی شود.

تناقض آشکار؛ اروپا سختگیر، ایران بیپاسخ
با این پیشزمینه، پرسش اساسی این است که اگر یوفا اجازه نمیدهد ۲ باشگاه با مالک یا نفوذ مشترک در یک رقابت اروپایی حضور داشته باشند چگونه در فوتبال ایران یک بانک میتواند بهطور همزمان مالک باشگاه پرسپولیس و اسپانسر و شریک مالی ۳ باشگاه دیگر در همان لیگ برتر باشد؟
این وضعیت نه از منظر حقوقی شفاف است نه از نظر اخلاق ورزشی قابل دفاع و نه در افکار عمومی پذیرفتنی. حتی اگر بانک شهر تأکید کند که در امور فنی و مدیریتی باشگاههای آلومینیوم اراک، شمسآذر قزوین و ملوان بندرانزلی دخالتی ندارد، وابستگی مالی بهتنهایی میتواند زمینهساز اعمال نفوذ غیرمستقیم، خودسانسوری مدیریتی یا ملاحظهکاری در بزنگاههای حساس شود.
کارشناسان هشدار میدهند ادامه چنین ساختاری میتواند پیامدهای خطرناکی به دنبال داشته باشد؛ از زیر سؤال رفتن نتایج مسابقات و کاهش اعتماد هواداران گرفته تا تضعیف اعتبار لیگ برتر، افزایش فشارهای رسانهای و اجتماعی و حتی ایجاد چالش در تعاملات بینالمللی فوتبال ایران. مسیری که در صورت بیتوجهی نهادهای نظارتی، میتواند هزینهای سنگین برای فوتبال کشور به همراه داشته باشد.
منبع : خبرگزاری میزان

















































